راهکاری شگفت انگیز برای از بین بردن افسردگی

مقدمه افسردگی زمانی اتفاق می‌افتد که بروز نشانه‌‌های آن بیشتر از دو هفته طول بکشد که در این صورت می‌توان آن را بیماری تلقی کرد. این مقاله به علایم بارز افسردگی و راه‌های فرار از آن پرداخته می‌شود چرا که این بیماری بسیار آزاردهنده است به گونه‌ای که انسان افسرده گاهی اوقات آنقدر درگیر این […]

مقدمه

افسردگی زمانی اتفاق می‌افتد که بروز نشانه‌‌های آن بیشتر از دو هفته طول بکشد که در این صورت می‌توان آن را بیماری تلقی کرد. این مقاله به علایم بارز افسردگی و راه‌های فرار از آن پرداخته می‌شود چرا که این بیماری بسیار آزاردهنده است به گونه‌ای که انسان افسرده گاهی اوقات آنقدر درگیر این بیماری می‌شود، که گاهاً افکار پلید ی همانند خودکشی در ذهن خود می‌پروراند.

از نشانه‌های اصلی افسردگی می توان به تغییر در نشانه‌های روحی یا خلق و خو (که نشانه اصلی آن ناراحتی است) می باشد، اما این اختلال فقط به این دو نشانه مربوط نمی‌شود و به طور تقریبی می‌توان گفت که اختلال افسردگی، تمامی سیستم‌های بدن را به هم می‌ریزد.

داستان این دل چیه؟

در ادامه درباره ی افسردگی و اثرات سوء آن بر بدن انسان می پردازیم. هم چنین درباره ی افسردگی در زنان و مردان سخن گفته شده است. در صورت کلی برای فهمیدن اینکه آیا واقعاً درگیر بیماری افسردگی هستید یا خیر، بهتر است با روان پزشک متخصص صحبت کنید و یا از مشاور کمک بگیرید.

در پایان مقاله که مهم ترین بخش این مقاله است، راهکارهای شگفت انگیزی برای از بین بردن افسردگی بیان شده است. که با کمک آن راهکارها می توانید از شر افسردگی خلاص شوید.

 مهم ترین نشانه‌ها وعلائم افسردگی

شما برای تشخیص این که آیا بیماری اعصاب (که در اینجا افسردگی مد نظر ما می باشد) دارید یا خیر، دانستن علائم و نشانه‌های این بیماری کمک بسیار مهمی را برای شما به ارمغان می آورد. و  همان طور که در مقدمه ی مقاله به آن اشاره شد، شما بهتر است به پزشک متخصص مراجعه کرده و درباره علائم خود صحبت کنید تا بهترین درمان برای شما صورت بگیرد.

افسردگی، بیماری بسیار پیچیده‌ای است و اثرات زیادی بر روی سیستم بدن می‌گذارد. بهتر است بدانید که نشانه‌های افسردگی در تمامی افراد یکسان نبوده و در هر فردی متفاوت است. شما زمانی می توانید بگویید که درگیر این بیماری شده اید، که از این علائم حداقل پنج مورد را داشته باشید و علائم شما بیشتر از دو هفته به طول انجامد… این علایم عبارتند از:

در صورتی که فردی احساس می‌کند بسیار ناراحت و درمانده است و احساس پوچی زیادی دارد که این از نشانه‌های اصلی اختلال افسردگی است.

از علایم دیگر ابتلا به افسردگی این است که فرد دچار کج خلقی شده و نمی تواند به درستی خشم خود را کنترل کند و خشونت زیادی به خرج می‌دهد و صبر و تحمل او بسیار کم شده باشد.

اگر فردی از کارهایی که لذت زیادی به همراه دارد کنار گرفته باشد به این اختلال دچار شده. (فعالیت‌های همانند ورزش و یا حتی رابطه جنسی)

داستان این دل چیه؟ که همه رو افسرده کرده

اتفاق بسیار شایعی که در بین افراد با علائم افسردگی می ‌افتد این است که یا بسیار پر خواب و یا بسیار کم خواب می شوند به این معنی که اختلال زیادی در خواب آنها به وجود می‌آید.

افسردگی باعث می شود که افراد احساس خستگی شدید، فرار از جمع و دوست داشتن تنهایی کنند، انرژی شان بسیار کم شده و همگی کارها و فعالیت ها، برایشان پوچ و بیهوده است.

در این مورد نوعی اختلال در اشتهای فرد به وجود می‌آید. یعنی میل شدید به غذا پیدا می‌کند که همان پرخوری یا بی میلی به غذا که باعث کم شدن وزن افراد می‌شود.

این افراد بیشتر اوقات پرخاشگر می‌شوند و بیشتر از حد معمول دچار بی‌قراری و استرس می گردند.

در برخی موارد افسردگی باعث کند شدن حرکت فرد یا حتی صحبت کردن او می‌شود

این افراد همیشه احساس می‌کنند که در جامعه فرد بی ارزشی هستند و گاهی اوقات از عذاب وجدان رنج می‌برند. و آنقدر به گذشته و شکست هایی که در گذشته برای آنها به وجود آمده فکر می‌کنند که دیگر، امید به زندگی در آینده را نخواهد داشت.

اختلالات افسردگی

در تصمیم گیری‌ها دچار مشکل شده و اکثر اوقات دچار کم شدن تمرکز و یا فراموشی می گردند.

افرادی که از افسردگی خیلی شدید رنج می‌برند به خودکشی فکر می‌کنند و حتی راه هایی که منجر به خودکشی شده را در ذهن خود می‌پرورانند.

در موارد کمی هم مشاهده شده که افرادی که دچار این اختلال شده‌اند از درد‌های فیزیکی، مانند: سردرد و کمردرد رنج می‌برند.

لازم به ذکر است که علائم افسردگی دائماً در حال تغییر بوده و در همه یکسان نیست.

علائم افسردگی در زنان

بحث در مورد افسردگی زنان بسیار زیاد است و ما در اینجا سعی بر این داریم که مقداری را که باعث می‌شود افسردگی در زنان را دانسته و با آن مقابله کنید را فهرست کرده ایم.

در ایران روان شناسان ما، جلسات مشاوره‌ای زیادی را برای خانم‌ها، در جهت رفع افسردگی آنها برگزار می‌کنند. باید به این نکته پی برد که برای افسردگی زنان نمی‌توان فقط با جملاتی مانند: (این وضعیتی که داری درست نیست یا چرا اینجوری شدی و غیره) بسنده کرد بلکه باید درک خود را نسبت به افسردگی زنان بالا ببریم تا بتوانیم به هرچه بهتر شدن آنها اقدام کنیم.

به صراحت می‌توان بیان کرد که زنان دو برابر بیشتر از مردان دچار افسردگی می‌شوند و این قضیه فقط داخل کشور ایران نبوده و مربوط به تمام کشورهای جهان می باشد.

درمان افسردگی، دوره‌ای کوتاه نیست که بتوان به راحتی از آن گذر کرد بلکه این اختلال را باید جدی گرفت. زیرا باعث به‌هم ‌ریختگی فعالیت‌‌های روزانه ی فرد می‌شود.

به طور کلی نشانه‌های افسردگی در زنان به دو دسته کلی تقسیم می شود:

افسردگی در دسته ی اول به صورت جسمی در خانم‌ها بروز می‌کند.

افسردگی در دسته ی دوم به صورت روانی ظاهر می‌شود.

 تقسیم بندی افسردگی و بیان داستان این دل چیه؟

در دسته ی اول، زنان احساس خستگی شدید، به همراه کم شدن انرژی را دارند. کم شدن اشتها در این دسته قرار می‌گیرد. گریه‌های پی در پی، احساس خستگی و تغییر در رفتارهای زنان از جمله علائمی است که به صورت جسمی بروز می‌کند. هم چنین اختلالات خواب از مشکلات در این دسته است. برخی از زنان احساس می‌کنند که بیش از حد خسته و کسل هستند. احساس خسته بودن‌های زیاد و بی دلیل در این دسته می گنجد.

در دسته دوم، زنان دچار بی حوصلگی شده یا این حس در آن‌ها تشدید می‌شود و علاقه خود را نسبت به انجام فعالیت‌های فرح بخش از دست می دهند. آنها احساس بی ارزش بودن دارند و تمرکز خود را در موارد زیادی از دست می دهند یا بهتر است بگوییم: بسیار دچار فراموشی می شوند. فکر خودکشی را در خود پرورانده و احساس تهی بودن می کنند. بسیار ناامید هستند

و نسبت به اطرافیان دچار بدگمانی می گردند و بسیاری از موارد دیگری که نمی‌توان همه ی این موارد را در اینجا گنجاند.

اگر زنان دو مورد از علائم بالا را داشته باشند و این علایم حداقل دو ماه طول بکشد دچار افسردگی می باشد.

موارد ابتلای زنان به افسردگی

زنان، هنگامی که به تنهایی زندگی می کنند و از اطرافیان فاصله گرفته باشند، این تنها بودن باعث می‌شود تا اغلب در مدت زمانی کوتاه دچار افسردگی گردند.

زنان در اکثر اوقات، زمانی که از طرف جامعه حمایت کافی را نداشته باشند این موضوع دچار شدن افسردگی را در آنها تقویت می‌کند.

در جامعه ی امروزی که زنان علاوه بر استرسی که در منزل با خود یدک می کشند، برخی از آن‌ها در خارج از منزل هم به کار می‌پردازند که در نتیجه، روزانه استرس زیادی را به خود وارد کرده و در مدت زمان نامشخص، این استرس‌ها باعث اختلال روانی و افسردگی در آنها می‌شود.

زنانی که از همسران خود جدا شده اند و به دور از روابط عاطفی هستند، دچار افسردگی‌های پس از جدایی می گردند.

تجربه‌های تلخی که زنان در طول زندگی به آن دچار می شوند هم سبب افسردگی در آنها می‌شود.

سابقه‌های خانوادگی را نیز نباید در این مورد دست کم گرفت.

برخی از زنان در زندگی شخصی خود رابطه احساسی و عاطفی از همسر خود دریافت نمی‌کنند و از کمبود محبت رنج می‌برند. که این مورد هم از موارد ابتلا به افسردگی است.

دلیل افسردگی و علتی خانمان سوز

امروزه به دلایل اقتصادی در کشور، از لحاظ مالی فشار زیادی بر خانواده‌ها وارد می شود که زنان با فکر کردن به این موضوع و همدردی با شریک زندگی شان این اختلال را در خود تقویت می‌کنند.

برخی از افسردگی‌های زنان، ممکن است ریشه در کودکی آنها داشته باشد. به این معنی که در کودکی به آنها بی‌توجهی و کم محبتی شده و این امر باعث می‌شود در بزرگسالی دچار افسردگی گردند.

درد هایی که زنان هر ماه متحمل شده و به صورت کلی در طول زندگی به آنها وارد می‌شود باعث افسردگی آنها می‌گردد. که از شایع ترین این درد‌ها می توان به افسردگی پس از زایمان در زنان اشاره کرد و یا مشکلات قبل از عادت ماهانه زنان که این تغییر هر ماهه ی زنان، سبب به هم ریختگی تمامی هورمون‌های بدن و در نتیجه، تقویت کج خلقی و ناراحتی و استرس در آنها می شود.

دلیل دیگر ابتلا به افسردگی در زنان رسیدن به دوران یائسگی و پیری است.

 موارد تشدید افسردگی زنان

۱) خانم‌های محترم، توجه کافی را داشته باشند که زمانی که حوصله ی انجام کارهای روزمره شان را ندارند، کمتر به خود تلقین کنند که: من نمی توانم! این (من نمی‌توانم ها) باعث شدت افسردگی آن‌ها می‌شود.

۲) اگر زنان، موضوعات مثبت را نادیده بگیرند و در عوض تمرکز آنها روی موارد و موضوعات منفی باشد، نیز باعث شدت یافتن افسردگی در آن‌ها می‌شود.

۳) احساس کردن اینکه افرادی که در کنار آنها هستند (منظور، عزیزان و اطرافیان آن ها) عملاً شاد نیستند و تظاهر به شاد بودن دارند.

۴) بدون این که از اطرافیان اشتباهی رخ داده باشد آنها شروع به قضاوت‌های اشتباه درباره ی آنها می کنند. این موضوع کنترل شده نیست و باعث شدت یافتن افسردگی می‌شود.

۵) احساس بازنده بودن، ناچیز بودن در زنان و اعتقاد به این که این احساسات به واقعیت تبدیل می شوند، باعث تشدید افسردگی می‌شود.

۶) گاهی زنان برنامه‌ریزی‌هایی برای خود طراحی می کنند و در صورت انجام ندادن آنها خود را ملامت و سرزنش می نمایند که این رفتار نیز از موارد شدت یافتن افسردگی است.

۷) اگر زنان دارای خانواده‌ای باشند، که به اندازه ی کافی او را حمایت، مورد توجه و محبت، قرار ندهند باعث می‌شود افسردگی وخیم تری را تجربه نمایند.

راه‌های طلایی برای درمان افسردگی زنان

برای درمان افسردگی زنان راهکارهای بسیاری وجود دارد و با توجه به اینکه این راهکارها، طولانی و زمان‌بر می باشند، باید صبور بود و به بهتر شدن اوضاع اعتماد نمود. همچنین مشاوره و راهنمایی از روانپزشک خوب برای درمان افسردگی بسیار موثر بوده و پیشنهاد می‌شود زنان، بدون هیچ خجالت و شرمندگی این موضوع را با پزشک متخصص در میان گذاشته و به دنبال بهبود هرچه زودتر و بهتر وضعیت خود گردند.

توصیه می‌ شود زنان، مراحل زیر را به ترتیب انجام دهند:

۱) برای کمک خواستن از دیگران و افراد نزدیک به خودتان خجالت نکشید و شرمسار نشوید: خانم‌های محترم سعی کنند، افکار مثبت را وارد زندگی روزمره ی خود کنند و به این نکته توجه داشته باشند که برای این درمان پروسه‌ای طولانی در پیش رو دارند، پس بدون هیچ خجالتی از دیگران برای بهبود هرچه بهتر شرایط طلب حمایت و کمک کنند.

باید به این موضوع پی برد که درمان کردن این اختلال به تنهایی کار مشکلی است و کمک گرفتن از دیگران یا نزدیکان برای بهبود بهتر شرایط کمک می‌کند. زنان اغلب با عزیزان خود، در این باره صحبتی نمی‌کنند، ولی باید بدانند که این موضوع بسیار مهمی است که از عزیزان و نزدیکان خود، کمک خواسته و به آنها اعتماد کنند و این در شرایطی است که زنان از گردهمایی‌ها  خانوادگی، دوری کرده و علاقه‌مند به تنهایی می‌شوند.

(بنابراین توصیه می شود که عزیزان نزدیک به این افراد که از اختلال افسردگی رنج می بند، آنها را درک کرده و به بهتر شدن وضع آنها کمک نمایند.) زنان، ممکن است با همه ی اطرافیان خود صمیمی نباشند، در این صورت بهتر است با کسی که احساس صمیمیت بیشتری می کنند صحبت کرده و مشکلات را برایش بازگو نمایند. البته این فرد باید کسی باشد که با مهربانی بی حد خود و بدون قضاوت کردن، به حرف‌های این افراد، با دقت گوش کرده و باعث احساس آرامش و امنیت در آن‌ها شوند.

توصیه می‌ شود زنان، مراحل زیر را به ترتیب انجام دهند:

۲) سپری کردن زمان زیاد با دیگران: که این کار برای درمان افسردگی کاری مهم و اساسی است. زنان در دوران افسردگی دچار انزوا شده و بیشتر در خود فرو می روند که در این صورت توصیه می‌شود برای رهایی از این گزینه سعی کنید کسانی که محتاج به کمک هستند را در حد توان خود یاری نمایید. بدین ترتیب، می‌توانید از فکر کردن‌های زیاد در تنهایی خود رها شوید. به درد دل‌های دوستانتان گوش داده و افکار خود را به سمت و سویی دیگر متمرکز نمایید.

۳) توصیه ی داشتن حیوانات خانگی برای مدتی محدود: هرچند که هیچ چیز دیگری نمی تواند جای روابط انسانی و احساسات، نسبت به همنوع را بگیرد، اما توصیه می‌شود در منزل خود یک حیوان خانگی نگه داری کنید! به صورت کلی حیوانات خانگی به همراه خود شادی آورده و باعث می‌شود که شما برای مدتی هم که شده به وسیله ی نگهداری حیوان خانگی، از فکر کردن‌های بیهوده پرهیز کنید.

۴) وارد شدن در گروه‌های اجتماعی پشتیبان: این گروه ها، افرادی را در خود جای داده اند که در معرض این اختلال بوده و یا از این دوران سخت عبور کرده اند. بنابراین شما با وارد شدن در این گروه‌ها و راهنمایی از کسانی که مشکلی همانند مشکل شما دارند، به درمان افسردگی تان کمک می کند.

توصیه می‌ شود زنان، مراحل زیر را به ترتیب انجام دهند:

۵) حفظ کردن سلامت جسمی: زنان، سعی کنند تا شیوه ی زندگی شان را تغییر داده و مدیریت نمایند. هم چنین سعی کنند تا در طول روز سرگرمی‌های متفاوتی را برای خودشان رقم بزنند.

۶) خوابیدن: زنان سعی کنند شب‌ها را تا صبح بیدار نبوده و بدانند که خواب شب بسیار اهمیت دارد. در طول شبانه روز، حداقل هشت ساعت، خواب کافی داشته باشند. سعی کنند برای صبح روز بعد برنامه ریزی کنند. مانند “ورزش کردن روزانه در صبح” تا با این برنامه ریزی مجبور شوند که شبها را استراحت کنند.

۷) دور نگه داشتن استرس: سعی کنید مواردی را که باعث استرس شما می شود را شناسایی و سعی در تغییر آنها داشته باشید، تا بتوانید باعث کنترل آنها شوید. ورزش یوگا، بهترین ورزش برای درمان استرس می باشد. شما باید برای این کارها خودتان را مجبور کنید.

۸) حرکت کردن و متحرک بودن: به خودتان پیاده‌روی را تجویز کنید. سعی کنید با دوستان خود بیرون رفته و برای تفریح کردن برنامه ریزی کنید.

توصیه می‌ شود زنان، مراحل زیر را به ترتیب انجام دهند:

مطالعاتی که در روانشناسی انجام شده نشان دهنده ی این است که ورزش کردن، انرژی شما را افزایش داده و همانند داروهای ضدافسردگی عمل می‌کند. البته هدف از ورزش کردن، ورزش روزانه و همیشگی است و حتما نباید به باشگاه رفته و هزینه هایی را متحمل شوید.

در پایان این مبحث عنوان می شود که به دلیل طولانی شدن متن، بقیه ی موارد به صورت گزینه‌ای توضیح داده می شود:

۹) پیروی کردن از رژیم غذایی سالم.

۱۰) استفاده از ویتامین d و امگا۳٫

۱۱) دریافت روزانه ی نور خورشید به مقدار مشخص.

۱۲) ایجاد کردن تنوع در برنامه‌های روزانه.

۱۳) بررسی کردن افکار منفی و جایگزین کردن آنها با افکار مثبت.

۱۴) شناسایی افکار مخرب و ارزیابی و پیدا کردن راه حل برای آنها.

۱۵) کمک حرفه‌ای خواستن از مشاوره‌های متخصص.

۱۶) گفتگو درمانی و انتخاب مشاور.

۱۷) در آخرین گزینه پیشنهاد مصرف دارو داده می‌شود که توسط پزشک روانشناس ارائه می گردد.

علائم افسردگی در مردان

مردان متفاوت تر از زنان دچار افسردگی می‌شوند بهتر است که مردان با این علایم متفاوت آشنایی کامل داشته باشند.

اکثر مردم ابراز احساسات را کاری زنانه دانسته و برای مردان می گویند: مرد باید قوی باشد! این باور غلط سبب شده تا احساسات مردان سرکوب شود. که این سرکوب باعث می شود که مردان دچار افسردگی شوند. متاسفانه در اکثر موارد، افسردگی در مردان بسیار دیر تشخیص داده شده واین درست همان زمانی است که این اختلال در مردان بسیار بحرانی گشته و عدم درمان برای آنها پیش‌بینی می‌گردد. اکثر مردانی که دچار این اختلال می گردند یا درمان نمی‌شوند و یا پروسه ی درمان بسیار سخت و طولانی میشود. که این بر طبق آماری است که به دست ما رسیده است.

بنابراین عدم درمان افسردگی در مردان به دلایل زیر می باشد:

۱) اولین و مهمترین دلیل، نادیده گرفته شدن علائم افسردگی در مردان می باشد.

۲) به وجود آمدن باورهای غلط درباره ی افسردگی مردان و نسبت دادن این اختلال به زنان.

۳) متاسفانه مردان، افکاری منفی، درباره ی بیماری‌های اعصاب دارند که این باعث عدم بهبودی در آن‌ها می شود.

داستان این دل چیه؟ سبب افسردگی مردان

باید مد نظر داشت که این موارد، برای تمامی مردان صحیح نیست اما به جرات می توان گفت نیمی از مردان، دارای این افکار و عقاید می باشند.

مردان، از لحاظ جسمی ممکن است دچار دردهایی مثل: درد کمر، سردرد‌های پی درپی،حساس درد در پشت سر، شوند و همچنین در عملکرد روابط جنسی آن ها، اختلال ایجاد شده و هم چنین دچار کم خوابی و پرخوابی و … می‌شوند.

مردان، از لحاظ روانی نیز دچار خشم شدید و شوخ طبع نبودن می‌شوند و گاهی در برابر انتقاد، حساسیت شدیدی نشان داده و در رفتار و اخلاق آن‌ها تغییراتی اساسی به وجود می‌آید.در این صورت بعضی از مردانی که از افسردگی رنج می برند، ناخواسته عزیزان خود را تحقیر و توهین می‌کنند.

این نکته ناگفته نماند که برخی مردان به سوی رفتارهایی خطرناک روی می‌آورند. مانند: رانندگی با سرعت بسیار بالا، انجام دادن ورزش هایی که برای آنها خطر دارد، روی آوردن به کشیدن سیگار و استفاده از مواد مخدر، درگیر شدن در رابطه‌های جنسی نامتعارف.

در بروز هر یک از علایم بالا در مردان، بهتر است که هر چه زودتر به متخصص و یا روانشناس مراجعه کنند.

شایع ترین نشانه ی افسردگی

شایع ترین نشانه ی افسردگی در مردان مختل شدن خواب می باشد و این اختلال شامل: نیمه‌های شب به طور ناگهانی بیدار شدن، بیدار شدن از خواب در صبح بسیار زود و غیره. که در هر صورت مختل شدن خواب در مردان سبب می شود که در طول روز احساس خستگی بیشتری  کنند.

از اولین نشانه‌های افسردگی در مردان می توان به کم شدن میل جنسی در آنها اشاره کرد، که این آمار به ۷۵ درصد از مردان رسیده است.

مردان، علاوه بر افکار منفی نسبت به جهان، آینده و اشتیاق نداشتن به ادامه زندگی، ترجیح می دهند تا نکات مثبت زندگی را حذف نمایند.

مشاوره خواستن از متخصصین روانشناس توصیه ی اساسی ما به مردان می باشد.

توصیه‌های طلایی و شگفت انگیز برای مقابله با افسردگی

پس از بررسی علائم افسردگی در زنان و مردان، حال به راه‌های مقابله با افسردگی برای تمامی افراد می پردازیم:

۱) ارتباط برقرار کردن با احساسات خود را فراموش نکنید: افرادی که افسردگی را تجربه می کنند، می دانند که گاهی بیهوده دارای انرژی کمی هستند. آنها باید موقعیت‌هایی که احساس غمگینی دارند را شناسایی و با آنها کنار بیایند.

۲) رفتن به سوی انرژی مثبت: افراد، همیشه باید در میان جمع حضور داشته باشند که البته منظور، محیطی شاد و فرح بخش می باشد، باید از حضور در مکان‌های غم انگیز دوری کنند و سعی کنند تا روابط خودشان را با افرادی که دارای انرژی‌های مثبت و فراوان هستند محکم نمایند.

۳) تغییر دادن محیط: برخی از وسایل و اشیایی که در منزل وجود دارد، ممکن است دارای خاطراتی غم انگیز در فرد افسرده ‌شود، که با تغییر دادن دکوراسیون و تا حد امکان دور انداختن آن وسایل، موجب بهتر شدن حال روحی خود شوید.

۴) داشتن خواب کافی: خوابیدن در شب باعث کاهش استرس در شما می شود. حتی الامکان سعی شود، محیطی که در آن استراحت می‌کنید بدون سر و صدا و ترجیحاً تاریک باشد. سعی کنید در طول روز با فعالیت‌های بدنی، باعث خسته شدن بدن خود شوید تا هنگام شب، خواب راحتی را تجربه نمایید.

۵) شرکت در فعالیت‌های اجتماعی: سعی کنید با اطرافیان یا دوستان خود رابطه ی صمیمانه برقرار کنید، از منزل بیرون شده و در اجتماع حاضر شوید، انزوا و گوشه‌نشینی را رها کرده و به مکان‌های شلوغ بروید.

۶) پیاده روی کردن: به طور کلی با انجام هر نوع ورزش باعث بالا بردن سطح انرژی در بدن شده و با این کار استرس را در بدن خود کاهش دهید. برای این کار احتیاج نیست به باشگاه ورزشی رفته و هزینه‌های زیادی را متحمل شوید، همین که در طول روز به مدت ۳۰ دقیقه پیاده‌روی داشته باشید خود از راه‌های مقابله با افسردگی به شمار می رود.

توصیه‌های طلایی و شگفت انگیز برای مقابله با افسردگی

۷) نوشتن افکار: می‌توانید قلم و کاغذ را در دست گرفته و شروع به نوشتن افکار خود کنید. توصیه می شود: تمامی افکار منفی را روی کاغذ تخلیه کرده و سپس کاغذ را تکه تکه کرده و دور اندازید. این کار در خارج کردن افکار منفی در ذهن شما کمک می‌کند. همچنین نقاشی کردن و استفاده از رنگهای شاد به شما انرژی می بخشد.

۷) ارتباط با دوستان: همیشه دوستان قدیمی تان را نگه دارید و حتی الامکان با آنها رابطه داشته باشید. با هم قرار بگذارید تا به پارک بروید که علاوه بر لذت بردن از طبیعت از وجود و هم صحبتی با دوستان تان لذت ببرید.

۸) تماشای فیلم‌های خنده دار: برای بیرون شدن از حالت ناراحتی و غم، می توانید وقتتان را به نگاه کردن فیلم‌های خنده دار بگذرانید. فراموش نکنید که با این کار، شما مغز خود را فریب داده و با خندیدن به این فیلم‌ها ناخودآگاه شادی را به مغز ارسال کرده و در این صورت مغز، شادی را باور می‌کند.

۱۰) خوردن غذای سالم: افرادی که افسردگی را تجربه کرده اند، می دانند که بدون هیچ اختیاری، ناگهان دچار پرخوری شدید شده و به خوردن غذاهای ناسالم و تنقلات زیاد روی می آورند. که در این صورت باید بر روی مواد‌غذایی خود آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند آن را کنترل نمایند.

این ۱۰ راهکار جزء ساده ترین و کم هزینه ترین راهکارهای درمان افسردگی برای افراد می باشد. شما باید این توصیه‌های طلایی و ساده را در زندگی روزمره خود جای دهید تا بتوانید پروسه ی طولانی درمان خود را به کوتاه ترین حد ممکن برسانید.

راهکار‌های شگفت انگیز درمان افسردگی با گیاهان دارویی

برخی از گیاهان موجب می‌شود که هورمون سروتونین در مغز ( که وظیفه ی تولید شادی را دارد) افزایش یافته و کمک بزرگی به درمان افسردگی می‌کنند.

داروهای گیاهی که برای درمان افسردگی توصیه می شود به شرح زیر است:

۱) زعفران: یکی از ارزشمند ترین و معروف ترین گیاهان دارویی است. در زعفران، موادی مانند کامپفرول، کروسین و سافرانال وجود دارد که خاصیت ضد افسردگی داشته و به درمان این اختلال کمک می‌کند. برای استفاده از زعفران می توان مقداری از آن را در چای مصرفی خود به کار برد. همچنین شربت زعفران و دم کرده ی زعفران، را هم می توان استفاده کرد. مصرف زعفران برای خانم‌های باردار ممنوع می باشد زیرا ممکن است خطر سقط جنین را به دنبال داشته باشد.

۲) علف چای: یکی از گیاهان تاثیرگذار برای درمان افسردگی‌های خفیف می باشد. البته باید مد نظر داشت که استفاده از علف چای با برخی داروها تداخل داشته و هم چنین برای افراد با افسردگی‌های شدید، توصیه نمی‌شود.

۳) استفاده از مکمل‌های دارویی: مکمل هایی مانند امگا ۳، مکمل کمبود روی در بدن،ویتامین b9، ویتامین d، برای افراد دارای افسردگی توصیه می‌شود. زیرا افسردگی باعث کمبود ویتامین‌ها در بدن شده و در نتیجه باعث تغییر در رفتار افراد می‌شود.

۴) استفاده از رژیم غذایی سالم: استفاده ی زیاد از چای و مواد دارای کافئین، مصرف الکل و غیره باعث می‌شود که افسردگی، شدید تر شود. استفاده از غذای سالم و همچنین با گنجاندن غذاهای گیاهی و انواع سبزی‌ها در سبد غذایی، می توانید تا حدودی ناراحتی‌های روحی خود را درمان کنید.

راهکار‌های شگفت انگیز درمان افسردگی با گیاهان دارویی

۵) آروماتراپی (رایحه درمانی): این روش در گذشته‌های دور برای مقابله با افسردگی به کار می رفته است و امروزه افراد می‌توانند این گزینه را برای درمان افسردگی خود استفاده کنند. به این صورت که اسانس‌ها و روغن هایی مانند:

روغن گل سرخ، اساس بهارنارنج، اسطوخودوس، اسانس نعناع، روغن گل مریم و اسانس رزماری که دارای رایحه‌ای آرامش‌بخش می باشند را داخل دستگاه بخور ریخته و در اتاق محل زندگی خود قرار دهید این روش باعث می‌شود شما با استنشاق این مواد معطر از طریق ذرات بسیار ریز، آنها را وارد بدن کرده و سبب کاهش اضطراب و همچنین باعث تقویت و شادی و آرامش روانی خود شوید.

۶) ماساژ درمانی و طب سوزنی: راهکاری طلایی برای درمان افسردگی است.

۷) صحبت کردن شما با اطرافیان درباره مسائلی که سبب ناراحتی تان می‌شود، منجر به حال خوب شما شده و به درمان شما کمک می‌کند.

۸) دوپینگ کردن: به صورت گوش دادن به موسیقی، نوشتن خاطره، گشتن در طبیعت و هر چیزی که انرژی در بدن شما را افزایش می دهد.

۹) دم کرده گل گاوزبان: برای به ارمغان آوردن آرامش مفید بوده و نوشیدن بیش از حد آن توصیه نمی‌شود.

۱۰) سعی کنید رایحه گل محمدی را در منزل خود داشته باشید شما می‌توانید مقداری گلاب را هر روزه برای آرامش روحی خود در منزل اسپری کرده و آن را استنشاق کنید.

داستان این دل چیه که سبب افسردگی شده

افرادی که اختلال افسردگی را تجربه کرده و در دوران افسردگی به سر می‌برند همیشه احساس تنهایی و بی کس بودن می‌کنند در حالی که ممکن است دلیلی هم نداشته باشند. انگیزه این افراد برای زندگی بسیار کم است، به حدی که حتی توانایی انجام دادن فعالیت‌های روزانه خود را هم ندارند. درمان این بیماری حاصل تلاش بیمار و درک اطرافیان دارد و ممکن است مدت زمان زیادی برای جنگیدن با این بیماری لازم باشد.

امیدواریم با مطالعه این مقاله، نهایت تلاش را برای درمان این بیماری در شما انجام داده باشیم لازم به ذکر است علاوه بر راهکارهای شگفت انگیزی که در این مقاله برای مبارزه با افسردگی به کار رفته است شما باید این اختلال را به کمک عزیزان و پزشک خود درمان نمایید. افسردگی نوعی سرماخوردگی روح می باشد که باید به موقع با علائم آن آشنا شد و برای درمان آن اقدام نمود.

سخن پایانی

برخی از افراد برای مراجعه به روانپزشک خودداری کرده و تفکر و دیدگاه بدی نسبت به این پزشکان پرتلاش دارند و تصور می‌کنند فقط کسانی نزد روانپزشک رفته و به این متخصصین محتاج هستند که از بیماری روانی شدید رنج می برند. در صورتی که این باور بسیار اشتباه و غلط است و باید متذکر شد همانطور که برای تمامی اعضای بدن درمان‌هایی وجود دارد، گاهی مغز و اعصاب نیز به عنوان عضوی از بدن دچار آسیب می شود و احتیاج به درمان پیدا می کند.

امید است روزی برسد که تصور عموم مردم درباره ی مراجعه به متخصصین روانپزشک عوض شده و دیدگاه خود را تغییر دهند.

در ادامه جذابترین دلنوشته ها را می خوانید:

 

داستان این دل چیه

داستان این دل چیه که وقتی میگیره عرش خدارو میلرزونه و وقتی شاد میشه تموم کائنات پای کوبی میکنن براش
مگه یه مشت خون بی مغز چقدر قدرت داره
حکایت این دل چطوریاس؟
پراز عشق میشه و گوشش بدهکار حرف هیچ بنی بشری نیست
همین دله بی صاحب خشم که میگیره چشاش سرخ میشه ،میشه پراز کینه
مگه از قدیم الایام نگفتن بنی آدم اعضای یکدیگرند؟پس چرا آدم های عصرم یکدیگر را میدرند
گرگ میخوردندو صدای بره میدهند
همه همزاد هم شدن گرگ و چوپان و بره همه باهم در یک گله میپرند
دل کوه ز رفتارشان حیران مانده

کمر کوه شکست با این همه استقامت

کمرکوه باآن همه استقامت درجا شکسته
آهوان خود به چنگال شکارمیروند
ز آن شیران دلیر دیگر غیرتی نماند
فخر فروش جنگل شده خرگوش و شغال
خب بهتراست بنی آدم بمیرد نبیند این حال زار
ز دیده زار زند تا زچشمش برون آید آن خفته دلان
شیر ز زمانه سیرشده خرگوش شیرحه میکشد شده سلطان دلها
پرستوها همه ز زمین،زمین گیرشدن
مورچه گان چه فاخرانه بال پرواز گشودن
طیاره ام برگِل نشسته و کشتی در اوج پرواز
من ماهی صفت ماندم
یا ز یادم رفت منم پرواز.

داستان این دل چیه

زمان هایی که قهقه میزنم درست همان لحظه و درهمان حال درونم پراز هق هق است
زمانی هایی که برطبل بی عاری میزنم و عین خیالم نیست درست همان لحظه هاو درهمان زمان تاخرخره پرازفکرو خیالم
زمانی که میگویم فراموشش کرده ام درست زمانی است که آغازدلتنگیم هست و شب هایم را غرق باران یادش میکند
هرزمان که گفتم این نیزبگذرد دقیقا چندسال از عمرمم راتلفش کردم و نگذشت نه کینه اش ماند نه خاطره ای خوش
هرزمانی که دیرشدو دیگرفایده ای برایم نداشت همانجاکه گفتند ماهی را هروقت از آب بگیری تازه است درست همان وقت ماهی ام در جا جان داد.
راستش را بخواهی همیشه ام دیررسیدن بهترازهرگز نرسیدن نیست گاهی هرگزنرسی بهتراست باید نباشی ونبینی باید دیریرسی که دیگری رفته باشد
گاهی از زمین به آسمان میبارد و آدمی غرق ابهام میشود گاهی میخواهم باران شوم بکوبم بر دیوارقلبت تا بیدارشوی از خواب غفلتت ولی میدانی هرچه گویم میشود تف سربالا نه راه پیش دارم و نه راه پس واینگونه ادامه میدهم به این بهارسرد واین رنج های بی بدل.

گونه هایم خیس باران شد

هرزمانی که گونه هایم خیس باران شد دو دستم پاکش کرد
در شب های دلتنگی و سرد بالشتم شد آغوش سرد
هرزمانی که دل آشوبه بودم تادم صبح باآهنگ هایم رساندم شب را به صبح
ز این حال درمانده بایدعاشق تو باشم؟
وقتی هیچ وقت نیستی کنارم بایدجانسوزتوباشم؟
وقتی دلم میشود خون تو هی بادیگری میگیری خو
وقتی سیل اشکم شده روانه تو بااو سرمیدهی خنده های عاشقانه
بایدعاشق توباشم؟

چه اجباری است این عشق که نه ندارمت ونه داری ام

چه اجباری است این عشق که نه ندارمت ونه داری ام
چه اجباری است این عشق که وقت نیاز از تو خالی ام
چه اجباری است این عشق که فقط هی میشنوم دوستت دارم
چه اجباری است  نقش زدن براین تن بی حس وقتی دوستم نداری ام
هردو بریده ام وفقط دوخته ایم چشم براه هم
هردو مرده ایم ما فقط میخوانیم دعا در مزارهم
نه تو عشقی و نه من معشوق هنرجو
نه تو از احوالات میگی ونه من میکنم پرسه جو
هردو ترس داریم که مبادا از دست بدهیم
این عشق که من و تو داریم میشود به ارزن بدهیم
این عشق پراز پوچی وترس وفریب است
میدانی دل منو تو در تنی ترسو غریب است.

به گمانت درد نمیدانم

به گمانت حقه بلد نیستم که گرفتارت کنم
به گمانت درد نمیدانم چیست
به گمانت نمیتوانم درمانت کنم
به گمانت از عشق بی بهره وسردم
به گمانت طعم عشق را نچشیده ام که تلخم
به جان چشمانت قسم من هم عاشق عشق هستم
به جانت قسم من هم به دنبال عشق هستم
ولی آیا پرنده درقفس شوق ماندن دارد؟
آن که بندش کرده ای در دست راهی جز ماندن دارد؟
جان دل گر من اسیرت کنم که عشق نیست
من یک عمر کنارتو خودم را پیرکنم که عشق نیست
هی تو ناز کنی و من خریدارت نه این عشق نیست
عشق آنگاه قشنگ است که یکباره به اوج برسد
عشق آن است که گر نبینیش ایمانت به کفر برسد
عشق نابودت میکند گر نباشد
عشق نمیتواند چند ماه برودیک روز کنارت باشد
تله ی دام بلا گرافتادی نخوانیش عشق
عشق نه داغ است ونه سرد در عشق غیراز عشق نتوان دم زد

خدایا دلم گیر است

گیرآدمی از جنس سنگ
گیرم بین خروارها حرف
گیرم و گریه امانم را بریده
خدایا گیرم دیگر نفسم بریده
خدایا دیده زنجیر زنگ بزند تاابدپای قفلش
خدایا دیده ای آن کس که خورده به بن بست
ته راهت را دیده ام تلخ هرچی بودطعمش راچشیده ام
صبرم کرده ایوب را بیتاب
من هرشب تفعل میزنم ومیگیرم فال
از سرشوق افتاده و غمگین ترینم
خدایا دستم را نگیری من پخش زمینم.

داستان این دل چیه

ندارمت آنقدر نیستی که دیگرنمایان نمیشودچهره ات
ندارمت و مثل یک نور بدون پروانه ام
ندارمت و نبض دلم شل میزند
ندارمت این روزها به عشقت فقط تفعل میزنم
حافظ دیوانه دیشب فالم را گرفته
غزلش بد آمد جانم را گرفت
یوسف گم گشته پیدا کرده یار دیگری
تو کوه کنعانم بکنی محال است دلش را ببری
زوزه گرگ و بوی پیراهن هردو میزندبه جانم آتش
یوسفم نیستی و رفته دوچشمم به باد
یوسفم نیستی کلامم بند نمیاید شده ام عمویادگار
ز کل جان وجهانت نداده ای تحفه ای درویش
ز کل جهان با داشتن چنین کودکی هی میشوم پیر

غروب جمعه

آنقدر دلم گرفته که هوای ابری،غروب جمعه،باران پائیزدیگرهیچ کدام برایمان نفس گیرنیستند من گیرکردم بین هزاران نقاب بین بی نهایت انسان کلک باز میدانی دیگر نمیتوانم راه را ادامه بدهم دیگر غربت ریشه کرده برجانم نه میخواهم نه میتوانم این مسیر پراز تلاطم را ادامه دهم دیگرنه بغضی دارم نه چشمهایم سرخ میشود نه دلم تنگ میشود نه راهی برای بیان حس های پنهانم دارم ته یک چاهِ عمیق فقط دل بسته ام به صدای زوزه ی گرگان نور خورشیدعذابم میدهد زندگی در خفا را میخواهم عالم و آدم بد کردن با من بهای خوبی هایم چه بود؟
توقع زیادی است جرعه ای معرفت!؟ راهتان که جداشده اما از شما پنهان نباشد آن نفش هایی که بر دل ساده ام زدید زهرآلودمیکندشب هایم را به یاد خنده هایتان اشک میریزم وبا اشک هایتان سیلابی بپا میکنم از حق نگذریم شما نان و نمک شناس های خوبی نبودید روی زخم هایم نمک میریزم که به دلم بنشید روی گوجه سبز نمک بزنی چه درگیرت میکند مگر طعمش فراموش میشود نه شما نوبرانه های قلبم هستید جوری شکسته اید این کلبه ی بی کس را که هزران پائیزو هزران عشق و آرزو آبادش نمیکند خوش بحال شما صاحبدلان روزگارتان سبز قلبتان سرسبزتر میم مرامتان پر ،ولی دلخوش کلماتم نباشید این روزها هستم مثل تفنگی سر پربا نگاهی حرفی شاید متلاشی شوم روا نیست درگیر تیرهای من باشید.

دیگر به پایت نمیدهم عمرمم را

تا حالا دیوانه وار دیوانه ی کسی بوده ای
شده ترس از دست دادنش آواره ات کند
شده باخیال کسی زندگی کنی
شده بدون خاطره کلامی حرف ترس از دست دادنش را داشته باشی
میدانی نداشته باشی و ترس از دست دادنش را داشته باشی
تبدیلت میکند به یک مجنون عصر
نبودی ولی چندی است که رفته ای از جان بی جانم
نبودی ولی باهوایت زنده می ماندم
نبودی و در نبودت باز بادیگران بودی
نبودی و رفته ای ببین تو کاش اصلا نبودی

دیگر به پایت نمیدهم عمرمم را

دیگر به پایت نمیدهم عمرمم را
دیگر از بیگانه ام غریبه تری
دیگر باصدشگردم نمیتوانی دلم را ببری
دیگر بادهوا میشود حرف هایت به گوشم
دیگر هوایت پریده از سرم مست و مدهوشم
دیگر نباتی و افتاده ای از چشم حافظ
دیگر شیرینی و تلخ میای به کام فرهاد
دیگر فراموش شده ای بین فریادهای خاموشم
نه جان میشوی و نه بخشم جانم را به تو
دیگر من حرفی ندارم از هر راهی آمدی از همان برو.

داستان این دل چیه

هیچ بشری نمیداند دردش چیست

در این روزها نه پشتی دارم نه پناهی دلم از زمین و زمان گرفته همانند طفلی که هیچ بنی بشری نمیداند دردش چیست نه بدنبال مرحمم نه دستی که گرمابخشد روح سردم را بین بیگانگان بین هزاران شبه گیر افتاده ام دلم یک دشت خالی دلم یه خلوتگاه میخواهد آنقدر بگریم تا فریادهایم به خدا برسد نه ترسی از شکستن غرورم داشته باشم نه نگاه ترحم آمیزی امانم را بِبُرَدگلویم راه نفس هایم را تنگ کرده میخندم،
ولی بس که حرف ها نابجا شنیدم گوش هایم همه چی جهان را برایم تلخ کرده کمرم خم شده و مثل کوه بنظر میرسم من آمده ام تابه هرچه میخواهم نرسم نه اینکه امیدم رفته بر باد نه اینکه شده ام بی نوا نه من اگر حناهم باشم باز مزرعه ای برای زیستن هست اگر دخترکی نحیف باشم باز کبریتی برای فروش هست ولی در عصر فعلی خود همه چی دارم نه به دنبال کلبه گرمی هستم،
نه بهای کبریت خرسندم میکند من در دنیایی سکنا گزیدم که انسان هایش وقیح و بی پروا شدن میدانی وقتی به از دست رفته هایم فکر میکنم فقط به یک نتیجه میرسم من اصلا صاحب اون داشته هانبودم فقط روزگاری رنگی زده بودن بر احوال بی جانم و امروز پررنگ ترشدن برای دمیدن در روح دیگری سخن کوتاه باید کرد جهنمم،جهنم بماند صد شرف دارد به بهشتی که علف هرز روید درآن
تمام.

داستان این دل چیه

ملکا شاه نشین قلبم باش

ملکا افتاده ام از چهره خلقت
ملکا این روزها دوست داشتنی ولی مثل قهوه تلخم
ملکا طفل دلم شده بیتاب مادرش
ملکا من دیگر تاب دروغ ندارم رسیدم به آخرش
ملکا تخت دلم گشته خالی از آدم
ملکا تو نبودی و من به اشتباه دل به کی دادم؟
ملکا گشتم ام خاموش شده ام ز یادها فراموش
ملکا شاه نشین قلبم باش

داستان این دل چیه

ملکا اگر میشودتو خدای قلبم باش
خدای قلبم باش و بشکن قلم پایم را
خدای قلبم باش و بکش نقش دلت را
خدای قلبم شده از من روی گردان
خدایا تو وساطت کن خدایم را برگردان
تو را از تو میخواهم و این حسی اس غریب
خدای قلبم من شده ام همچو اسبی نجیب
ذکرو یادتو شده آرام جان
خدایا برای مدتی دست هایت را در دست من جابزار.

داستان این دل چیه

تو شیخی و گویند جام می را گذاشتی و

از بخت روزگار شیخ جام شدی
تو در جوانی می خوردی و می خوارشدی
توبه کرده و حال یک شیخ جام شدی
فرهاد کوه کند و تو کوه نشین شدی
فرهاد گر نرسید به شیرینش تو میوه ی نارس بودی ولی شیرین شدی
عیش و نوشت رفت و خلق و خویت تازه شد
تو در جام ماندی و یک شهر به تو وابسته شد
تو سربه بالین خدا نهادی

داستان این دل چیه

تو عشق را به سرا آوردی
تو خود کامه رسیدی به عرش
تو در دل سنگ نهادی یک دنیا عشق و عدل
یک شهر شده دلبسته ی احوال تو
ما خود از گل هستیم و درمان میگیریم از گل مزارتو
نه بر مزارت سنگی است که خوانم نامت را
نه میتوانم طاقت بیاورم نبینم آن همه شقاوتت را
تو شیخی و شهرم گشته با تو آباد
ت
وشیخی یکم حال مرا دریاب
چندی است با تو دعاهایم گشته مستجاب
هوایم ابری است و با مزارت هی میشوم بارانی
تو هم همدم هم درمان هم آرام جانی
دل بسته ام به زنجیر وصلت
باشکوه میشود مزارت با آن همه پندو اندرز
تنها مانده ام در شهرت و غریبم
تو در کنج عزلت بودی و من در کوه نامق غریبم
تو که حج خدا رفته ای دستم را بگیر نزار دنیا دهد فریبم.

داستان این دل چیه

داستان این دل چیه

توهی برنجان دلم را

تو هی بگردان رویت را
تو هی بگذران بابی خیالی
توهی فکر کن میروی بالاو با وقاری
تو گر بگردانی رویت را
توگر ببینی حال و روزم را
تو گر زخوشی ام شدی غافل
من به رویت میاوردم دیگر پرشد جایت ای که رفته ای از خاطر
هرگاه که سوزاندیم جانسوزم را دیدم

توهی برنجان دلم را

هرگاه که زدی به پرم با او پر پرواز کشیدم
هرگاه خنجری زدی از پشت بادستانش همان خنجررا کشیدم
میبینی برگشتی ولی از تو خالی ام
میبینی نیستی ولی بی تو عالی ام
تو همان خاطره بمانی از سر لطف من است
تو گر به دیگری بسپرمت باید جانت را بکند
بازگرد به همان شبای خوش
ببین دوتا دست آمد که دلم را گرفت ولی یادتورو کشت.

داستان این دل چیه

داستان این دل چیه

داستان این دل چیه

ز گرگان گله دیده ای چه گربه صفت ها بوده اند

ز شیران یک مشت بی صفت حقه کشیده اند
ز غرور مردی مگر تو چه میدانی
ز رُخت گر نگرم ک مث موش به سوراخ روی
ز دوران سوکتم هی فخرفروشی تاکی؟
گر صبرم آید گله ات نشوند کاسه ی داغ تر از آش
تا که بودی تو جیره خور من بودی و بس
شاید قد کشیدی ولی ز رفتارت نگاهی بنداز نشدی مرد
ز مردان ک دیدم تو نمادشم هم ک نداری
ز موشان هم ک گفتم تو سوراخش را نداری
دودستم گر خفت گردد ز گلویت

ز گرگان گله دیده ای چه گربه صفت ها بوده اند

گر سایه افکنم ز رویت
گر خشم گیرم ز گربه صفتان
ز دنیا محو میشوی ب یکباره
دنیایت تار میشود ب یکباره
آن همه غرور ک نداشته له میشود
داغ دل شنیده ای به خیالم داغ ز دلت تازه شود
گر مرد جنگی و دلیری
گر رگی داری و تازه مردی
ز گفتار بی خیال و به میدان نبرد مرد باش
گر ز یادها نشدی فراموش
من ز خانه میروم بیرون و تو شیر مرد باش.

داستان این دل چیه

داستان این دل چیه

نویسنده: مژگان کامرانیمژگان کامرانی

آثار خانوم کامرانی یکی از نویسنده های شهر تریت جام را در این لینک دنبال کنید.

ما را دنبال کنید

تبلیغات

لینک تلگرام

لینک اینستا