معروف ترین مشاهیر در علم ستاره شناسی ساکن تربت جام است

علم ستاره شناسی دانشی است که با دیدن و شکافتن اتفاقاتی که در بیرون از آن رخ داده است سروکار دارد. این دانش سرآغاز آشکار شدن ویژگی های فیزیکی و جو زمین که قابل دیدن است را مورد مطالعه قرار میدهد.در طی بخشی از قرن بیست، علم ستاره شناسی نجوم، فیزیک نجومی و مکانیک اسمانی […]

علم ستاره شناسی

دانشی است که با دیدن و شکافتن اتفاقاتی که در بیرون از آن رخ داده است سروکار دارد. این دانش سرآغاز آشکار شدن ویژگی های فیزیکی و جو زمین که قابل دیدن است را مورد مطالعه قرار میدهد.در طی بخشی از قرن بیست، علم ستاره شناسی نجوم، فیزیک نجومی و مکانیک اسمانی به سه دسته تقسیم بندی شده بود. گروه ها و موسسه های نجوم و ستاره شناسی کهن ترین موسسات در خصوص با پژوهشات ستاره شناسی می باشد.

اما بروز ترین آنها علاقه دارند در اسمشان از فیزیک نجومی استفاده شود،و تنها بعضی مواقع کلمه ستاره شناسی و نجوم را برا تاکید بر طبیعت پژوهشات خود،در نام خویش قرار می دهند.

علم ستاره شناسی از آن دسته از علم ها است که اماتور ها امروزه هم در ان ها نقش به سزایی دارند،به خصوص در یافتن و مشاهده اتفاق های زود گذر. علم ستاره شناسی نباید با دیدن آینده و سرنوشت انسان و طالع بینی،که به علمی گفته می شود که زندگی انسان را از قبل پیش بینی می کند اشتباه گرفته شود،اگر چه این دو یعنی علم ستاره شناسی و طالع بینی در ریشه و نهاد با یکدیگر مشترک هستند و شباهتی دارند:اما در اصل به طور کامل با یکدیگر تفاوت دارند. ستاره شناس ها در علم ستاره شناسی کاملا روش و شیوه علمی را پذیرفته اند اما افراد طالع بین روش های علمی را قبول ندارند.

تقسیمات در علم ستاره شناسی

علم ستاره شناسی به چندین قسمت تقسیم می گردند. ابتدایی تریت تقسیم کردن ما بین ستاره شناسی شهودی و ستاره شناسی نظری بوده است. دیده بان ها شیوه های متفاوتی را برای گردآوری اطلاعات در خصوص اتفاقات استفاده می کنند. که هر یک از این اطلاعات بعد ها به واسطه نظریه پردازان برای ساخت تئوری ها و ساختار هایی برای توضیح مشاهدات و پیش بینی اتفاق های جدید مورد استفاده می گردد. حوزه های مورد مطالعه نیز به دو روش دیگر قسمت می شوند:عنوانی،که به طور معمول به یک منطقه از فضا مانند علم ستاره شناسی کهکشانی یا به هر یک از مسائل اشاره کرده است: مانند کیهان شناسی وابسته است. همچنین به شیوه در دست استفاده برای جمع آوری اطلاعات .

این در حالی است که تقسیم بندی اولیه در علم ستاره شناسی  به هر دو مورد مشاهده گر و نظریه پرداز ارتباط دارد. مورد دوم البته نه به طور کامل مربوط به مشاهده گر هاست،زیرا نظریه پرداز ها سعی دارند که از هر یک از اطلاعات موجود در تمام طول موج ها بهره ببرند اما مشاهده گر ها بیشتر اوقات تلاش می کنند بیشتر از یک منطقه از هر طیف را مورد مشاهده قرار دهند.

قسمت بندی در علم ستاره شناسی بر طبق موضوع ها یا مسائل اشاره شده

تاریخچه نجوم و علم ستاره شناسی

محاسبات علم ستاره شناسی: مورد مطالعه قرار دادن مکان هر یک از اشیا در هر نقطه از آسمان و تغییر یافتن مکان آنها،که سیستم مختصات مورد استفاده در ان را و نیز دانش حرکت کردن هر یک از اجرام در کهکشان را معین می کنند.

اجرام آسمانی

علم کیهان شناسی: مطالعه این علم به مانند یک کل و تکامل آن می باشد.

شکل گرفتن کهکشان و تکامل:مورد مطالعه قرار دادن شکل گرفتن هر یک از کهکشان ها و تکامل یافتن آنها

علم ستاره شناسی کهکشانی: مورد مطالعه قرار دادن ساختمان و هر یک از اجزا و قسمت های کهکشان ما و سایر کهکشان ها

علم ستاره شناسی برون کهکشانی: مورد مطالعه قرار دادن اجرام به خصوص هر یک از کهکشان ها خارج از کهکشان ما

مطالعه کردن ستاره ها: علم ستاره شناسی ستاره ای

علوم سیاره ای: مطالعه هر یک از سیاره های منظومه شمسی

تکامل یافتن ستاره ها

شهر تربت جام و علم ستاره شناسی

شهر و منطقه تربت جام از علوم زیادی برخوردار می باشد که هر یک از این علم ها تاثیر زیادی در پیشروی علم و دنیا داشته است.

یکی از این عالمان فرهیخته ابوالوفای بوزجانی است که کار های او در علم ستاره شناسی متاثر بوده است،ونیز تاثیر بسزایی در علم ستاره شناسی داشته است.

خلاصه مشخصات ابوالوفا بوزجانی

شهرت: ابوالوفا محمد بن محمد بوزجانی

روز تولد: بیست و هشت شعبان سال سیصد و بیست و هشت  قمری –ده ژوئن نهصد و چهل  میلادی –بوژگان، حومه شهر تربت جام امروزی

سال روز وفات: نهصد و نود و هشت یا نهصد و نود و هفت میلادی –سی صد و هشتاد و شش هجری –در شهر بغداد

موارد معروفیت: علم ستاره شناسی، ریاضیات

ابوالوفا بوزجانی که در دوره سیصد بیست و هشت تا سیصد و هشتاد و هشت در این جهان بوده و فعالیت داشته در روزگار طلایی و مهم اسلام به سر برده است. ابو الوفا در ۲۰ خرداد ماه سیصد و نوزده هجری شمسی در شهر بوژگان از منطقه ولایت جام دیده به جهان گشود. وی دانش ریاضی اش را در نزد خانواده خویش آموزش بافت،سپس به شهر نیشابور عزیمت گزید.

ریاضی و نجوم

وی در سال سیصد و چهل و هشت به کشور عراق که در آن دوره مرکز خلافت شرقی بود،مسافرت کرد و تا آخر عمر خویش در آن جا زندگی را ادامه داد. در این سال ها در عراق به آخرین نماینده مشهور و دانای مکاتب ریاضی و نجومی تبدیل گشت، و در آن زمان به تالیف کتب مهم خویش پرداخت و با یاران و دوستانش در رصد خانه در شهر بغداد به رصد کردن مشغول گردید. وی راه های محاسبه ای را که هر یک از تجار، کارکنان دوره های مالیه و مساحان اراضی در منطقه شرق اسلامی در امور روزمره خود استفاده می کردند،را به شکل کاملا مرتب و بانظم درست کرد و نیز شیوه های متداول را اصلاح کرد و برخی از شیوه های نادرست را نیز مورد نقد و بررسی قرار داد.

برای نمونه، بعد از بیان این طرح که مساحان اراضی مساحت هر یک از انواع ۴ ضلعی را با ضرب مجموع ضلع های رو به رو در یکدیگر بدست می آورند،آشکار کرد که این یک اشتباهی کاملا واضح می باشد. از یکی از کتاب های بوزجانی این چنین به دست آمده که دستگاه عدد نویسی دهدهی هندی با استفاده کردن از ارقام در بین بازرگانان و مردم منطقه خلافت شرقی تا ادوار کاملا طولانی مورد استفاده قرار نگرفته است. وی با دقت در عادت ها و شناخت خواننده هایی که این کتاب برای آن ها نوشته شده است،از استفاده کردن از رقم ها به طور کامل دوری کرده است و تمامی اعداد و رقم ها در محاسبات را که برخی مواقع هم کاملا طولانی و سخت است را،فقط با کلمه و واژه بیان نموده است.

علم ستاره شناسی

یک مورد از کتابهایی که در خصوص علم است از بوزجانی کتاب<<فیما یحتاج الیه الصانع من الاعمال الهندسه>>می باشد. که بعد از سال سیصد و هفتاد و نه نگاشته شده است. تعداد زیادی از شیوه های ساخت شکل های دو بعدی و شکل های سه بعدی که ابوالوفا عرضه کرده است، اقتباسی است از آنچه در هر یک از اثر های ارشمیدس، هرون اسکندری، پاپوش اقلیدس و تئودوسیوس آمده بوده است. ولی برخی از نمونه ها نیز ابتکاری می باشد.

در این مورد از آثار بوزجانی،مسئله هایی هم در رابطه به تقسیم کردن یک شکل به قسمت هایی که شرایط مشخصی را دارا باشند، آمده است. اثر بزرگ بوزجانی که در خصوص نجوم است و نام آن <<المجسطی>> یا <<الکامل>> می باشد به شکل زیادی دنباله روی مجسطی بطلمیوس می باشد. و نیز امکان دارد این یک از آثار وی که تنها قسمتی از آن باقی مانده است، مطمئنا همان <<زیج تواضع>> و یا قسمتی از آن بوده باشد،که شامل رصد های او و دوستانش  می باشد.

اشکال مثلثی در علم شناسی

قبل از بوزجانی،در اشکال مثلثی کروی تنها اسباب حل کردن مثلث ها قضیه منلائوس در رابطه با هر یک از چهار ضلعی ها کامل بوده است. که در کتاب های اسلامی به اصل مقادیر ششگانه مشهور است. به کار بردن این قضیه در اشکال مختلف سخت و مشکل می باشد. وی با غنی تر ساختن وسیله های اشکال مثلثی کروی، حل کردن این مسائل را آسان تر کرد.

مسائل حل نشدنی مبحث هندسه کلاسیک را حل و رفع کرد و پژوهش هایی در رابطه با قواعد ترسیمات هندسی انجام داد،که حتی تا به الان شخص یا اشخاص دیگری موفق به ارائه کردن یک راه حل دیگر نشده اند، و به همین دلیل مسئله ابوالوفا بوزجانی به عنوان شخصی در علم ستاره شناسی معروف می باشد.

وی اولین فردی می باشد که پژوهشاتی را در زمینه کره ماه به عمل رسانید. کار های او در زمینه های هندسه کروی با به کاربردن در علم ستاره شناسی خارق العاده بوده است.

ابوالوفای بوزجانی در دوره حال

برای قدردانی کردن، دهانه یکی از آتشفشان های به اسم او گذاشته اند.

یک همایش بین المللی برای شناخت هر چه بیشتر ابوالوفا و کارها و اثر های او در مکان تولدش در سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت،در شهر زیبای تربت جام برگزار شد.

در هزار و هفتاد و پنجمین سالگرد متولد شدن بوزجانی در سال هزار و سیصد و نود و چهار هجری شمسی، موتور جستجوی گوگل، با تغییر دادن نشان خود و قرار دادن یک تصویر جدید و نیز قرار دادن علائم های هندسی و ریاضی مورد تکریم قرار داد.

اثر های مفقود شده ابوالوفا بوزجانی

از بین تمامی کتب مفقود شده بوزجانی، ابن ندیم موارد زیر را به او نسبت داده است:

کتاب تفسیر دیفنس فی الجبر

کتاب استخراج ضلع مکعب و مال اموال و ماترک متهما

زیچ الکامل که طبق نظر ابن ندیم در تعداد سه مقاله بوده است.

زیچ الواضح نمونه دیگری از زیچ های نسبت داده شده به بوزجانی می باشد. که هر یک از ویژگی های نجومی در علم ستاره شناسی در ان در دست استفاده  تالیف گران پس از او می باشد. ابوریحان بیرونی در کتاب افرادالمقال خویش از زیر ابوالوفا خبر داده است، اما ثابت نشده است که او همان زیچ الواضح می باشد. ابن ندیم این کتاب را هم دارای تعداد سه مقاله می داد:

وی نیز از شرحیات ابوالوفا  بر قواعد اقلیدس خبر داده است که او نتوانسته آن را اتمام برساند.

بغدادی کتاب مطلع العلوم المتعلمین را که شخص ابن ندیم به عموی ابوالوفا بوزجانی منسوب کرده بود را از آن خود ابوالوفا می داند.

به غیر از مشاهیری  مثل ابوالوفا  خراسان مشاهیر زیاد دیگری هم دارد.

شیخ ابو العلا ابراهیم تایابادی

ابوالعلا تایابادی از فرهیختگان منطقه خراسان در قرن ششم می باشد. وی در منطقه خراسان به تدریس فقه پرداخته بود. مشاهیر زیادی از ابوالعلا یاد کردند. وی تا سال پانصد و سی هجری قمری زنده بوده است و نیز تاریخ وفات او معلوم نیست.

عثمان محمد پرست

وی هنرمند دوتار نواز معروف در اقلیم خراسان در سال هزار و سیصد و هفت  هجری شمسی در توابع خواف از خراسان رضوی به دنیا آمد.

وی از ده سالگی اش اموزش نواختن دوتار را آغاز کرد. عثمان از طوایفی با نام باری که از طایفه های چادر نشین هستند،می باشند. وی سه دختر و شش پسر داشته است. او در مورد آغاز امور موسیقی خود می گوید:

از سن ۱۲ یا ۱۳  با دوتار هم آواز شدم و در روز یا شب که از کار ها فارغ می شدم به آن می پرداختم. وی در رابطه با آغاز دوتار نوازی می گوید: مردم در سه شهر تربت جام ، خواف و تایباد خواهان دوتار هستند و این مناطق خاستگاه اولیه دوتار می باشد و بعد از آن ها هم در قوچان، بجنورد و شیروان  این هنر رایج است. و نیز در گنبد کاووس به مردم ترکمن رسید که با آنها اهنگ های ترکمنی زیبا می نواخته اند.

عثمان اثر های مشهوری دارد که از چاووشی و سر حدی گرفته تا دیگر بزرگان این دیار  اجراهای زیادی را آفریده است.

به او به عنوان یک نوازنده مشهور در خراسان توجه زیادی می شد.

عثمان زمان زیادی است که در حیطه کار های نیکو فعالیت میکند. وی به همراه مجتبی کاشانی و نیکول فریدنی جامعه یاوری فرهنگی را تاسیس کردند. وی قریب به ۶۰۰ مدرسه را در منطقه های محروم بنا نهاد.

در ماه تیر در سال هزار و سیصد و نود و یک  در مراسم نکوداشت او از سردیس استاد خوافی رونمایی شد.

در شهریور سال هزار و سیصد و نود شش  نخستین کاشی ماندگار در رابطه با حفظ میراث های ناملموس در بالای در منزل عثمان محمد پرست نصب گردید.

وی در چندین فیلم به عنوان بازیگر نقش داشته است.

عفت جنتی عطائی در علم ستاره شناسی

سرکار عفت یکی از فرزندان خلیل شاعر در سال هزار و سیصد و دو هجری شمسی در شهر مقدس مشهد دیده به جهان گشود. تحصیلات اولیه خود را در همان شهر مقدس گذراند،و مدرک دیپلم خود را از دبیرستان فروغ کسب کرد.

و سپس شروع به تدریس کرد وی در سال ۱۳۲۳ با عبدالله غریب مزدوج گردید.

وی در سال هزار و سیصدو سی و شش با خانواده خویش به تهران اقامت گزید.

بانو جنتی زمانی که به تهران رفت در بسیاری از انجمن های ادبی عضو گردید.

وی نیز در انجمن فرهنگی کشور های ایران و پاکستان که رئیس آن جناب مطیع الدوله حجازی بود مشارکت داشت. وی به غزل و چهارپاره علاقه وافری داشت. از مجموعه اشعار او می توان به نوای نی را نام برد. وی در سال  هزار و سیصد و پنجاه و شش  از فعالیت های اجتماعی خویش کناره گرفت،و در خرداد ماه  در سال هزار و سیصد و هشتاد و پنج  هجری شمسی دار فانی را وداع گفت،او در بهشت زهرای تهران دفن گردیده است.جناب دکتر ابوالقاسم جنتی برادر بزرگ او که برنامه ساز رادیو و استاد دانشگاه است.

آقای ایرج جنتی که فرزند برادر کوچک او بود هم نمایش نامه نویس و ترانه سرا است.

شادروان مصطفی جنتی مترجم و مرحوم رضا جنتی هم که ترانه سرا بوده اند پشران دایی بانو جنتی بوده اند.

زهرا فلکی

بانو زهرا فلکی از مشاهیر توابع خراسان در سال  هزار و سیصد و پنجاه و شش  ه. ش. در شهر مشهد متولد شد. او از دوران کودکی به شعر و شاعری علاقه وافری داشت. تحصیلاتش را در محل تولدش گذراند و پس از پایان تحصیل به شهر شیراز سفر کرد اما متاسفانه اشعار وی هنوز چاپ نشده است.

دکتر جمشید درویش

وی استاد دانشگاه، پژوهشگر،جانور شناس که در سال هزار وسیصد و سی در شهر بیرجند دیده به جهان گشود. دکتر درویش مدرک کارشناسی علوم خویش را از دانشگاه تبریز کسب کرد. و سپس به فرانسه مهاجرت کرد و مدارک کارشناسی ارشد و دکترای تخصصی بیوسیستماتیک جانوری را کسب کرد.

وی در سال هزار و سیصد و پنجاه و هفت استادیار در دانشگاه تبریز شد. و در سال هزار و سیصد و هفتاد و دو  دانش یار و در سال هزار و سیصد و هشتاد استاد دانشگاه شد در دانشگاه فردوسی در شهر مشهد.

از دکتر جمشید درویش افزون بر صد ها مقاله در انتشارات داخل و خارج از کشور چاپ گردیده است.

ایشان ۴ کتاب را تالیف و ۵ کتاب دیگر را نیز ترجمه کرده اند. و نیز سه مورد هم اختراع از ایشان به وجود آمده است.

دکتر جمشید درویش افزون بر ۶۰ طرح تحقیقاتی را اجرا و در طی سال  هزار و سیصد و هشتاد و هفت  استاد نمونه در کشور گردید،سپس مرکز تحقیقاتی جانور شناسی در دانشگاه فردوسی را تاسیس کرده و از سال هزار و سیصد نود و دو در ان جا ریاست داشته است.

شادروان خدمات زیادی را چه در کشور خود و چه برای کل جهان انجام داده که بسیار بسیار زیاد می باشد.

دکتر درویش در تاریخ بیست و چهار  آبان ماه در سال هزار و سیصد نود و شش  دیده از دنیا فرو بست.

نورالدین محمد ظهوری

مولانا ظهوری ترشیزی از مشاهیر و ادبای پایان قرن دهم و اوایل قرن یازده می باشد. وی در روستای جمند از توابع کاشمر امروزی متولد گشت.  علم و ادب را در خراسان آموخت، بعد نیز به عراق، فارس و یزد عزیمت گزید. وی با مشاهیر و اندیشمندان زیادی معاشرت کرد. سپس از شیراز به مکه و سپس راهی هند گشت وی در شهر بیجاپور ساکن گشت.

در آنجا دوستانی مثل ملا ملک قمی و میر حیدر ذهنی  داشت. وی دختر ملا ملک را به همسری خود برگزید. مولانا ظهوری در سال هزار و بیست و پنج  .ه.ق کشته شد. کلیات او دارای دیوان اشعار،منشآت ظهوری و ساقی نامه است.

قانعی خبوشانی

مولانا خبوشانی از مشاهیر قرن دهم است. وی اصالتا اهل خبوشان یا همان قوچان بوده است اما در استرآباد سکنا گزیده و نیز در همان جا دیده از جهان فرو بست.

سایرا مشهدی

سایر مشهدی مشهور به سایرا از شاعران قرن یازدهم از شهر مشهد به شهر اصفهان سفر کرد و در همان جا ساکن گردید. وی خط نستعلیق را خوب می نوشت. وی از راه نویسندگی خرج زندگی اش را کسب می کرد.

سال درگذشت شادروان مشخص نیست اما آشکار است که وی تا سال هزار و هشتاد و سه  ه. ق. زنده بوده .

استاد غلامعلی پورعطایی

استاد بزرگوار دوتار نواز، خواننده و هنرمند والا مقام در موسیقی مقامی  در توابع خراسان در سال هزار و سیصد و بیست و شش در محمود آباد از توابع تربت جام به دنیا آمد. او از دوران جوانی اش به نوازندگی و خوانندگی علاقه وافری داشت.

با رسیدن به شهرت در مراسمات زیادی دعوت گردید. و در شهرت به جایی رسید که علاوه بر سفر به شهر هایی از ایران به کشور های مختلفی هم سفر کرد.

استاد پور عطایی در بیشتر از ۱۸ فیلم و سریال نقش آفرینی کرده است.

استاد فرهیخته در سال های پایانی از عمر خویش به عفونت ریه و درد های شدید در کمر ابتلا یافت،که در روز ۱۲ مهر ماه در سال هزار و سیصد نود سه در سن ۶۷ سالگی دیده از جهان فرو بست و در بهشت نبی در شهر عالم پرور تربت جام به خاک سپرده شد.

شاپور اشهری نیشابوری

وی فرزند محمد از شعرای فارسی گوی در ایران است. او را از نوه های عمر خیام می دانند،شاپور اصول ادب و شعر را از فاریابی آموزش دید. وی استعداد زیادی در علم تاریخ و حساب داشت. او در شهر تبریز در گذشت.

صدرالدین نیشابوری

شیخ از سخنرانان در قرن هفتم بوده است،او شاعری دارای طبع بود یکی از کتاب های او ب نام تاریخ سلطان سکندر است.

 ابوالحسن معمار خراسانی

استاد خراسانی معماری توانا و ماهر در قرن ششم بوده است.  وی رباط شرف را بنا نهاده است،که در  صد و سی و شش  کیلومتری از مشهد به سمت سرخس در نزدیکی روستای شورلق است که به سبک معماری رازی بنا شده.

علی گنابادی

شیخ گنابادی از دانشمندان قرن سیزده است،وی در علوم نقلی و عقلی مهارت داشت و از شاگردان ملا هادی سبزواری بوده. وی در سال  هزار و سیصد  از دنیا رفت.

مومن دستجردی خراسانی

شیخ مومن دستجردی از عارفان در قرن ۱۱ است. او سال ها در مشهد ساکن بود و مشغول به عبادت و ریاضت بود.

این عارف مکرم در سال هزار و شصت و سه  ه. ق. به دیار باقی شتافت و در دستجرد که زادگاه و محل تولدش بود به خاک سپرده شد.

ابوبکر محمد خوارزمی

وی شاعر مشهور به طبرسی بود. او زمانی را در شام و بعد از آن در حلب ساکن بود، میگویند وی را از جهت این که مادرش از تبر و پدر گرامی اش خوارزمی بود  طبر خزی می خوانند.

عبدالله نیشابوری در علم ستاره شناسی

وی از محدثین عامه در قرون ۵و۶ بوده است. در ابتدا در اصفهان سکونت داشته اا بعد راهی نیشابور گشت.

دکتر آریان

دکتر آریان پژوهشگر و نویسنده در فرهنگ و ادبیات فارسی است. وی در سال ۱۳۰۱ در شهر مشهد متولد شده است. او تحصیلات ادوار ابتدایی و متوسطه اش را در مشهد گذراند و پس از آن راهی تهران گشت. سپس در رشته ادبیات در دانشگاه تهران قبول شد و در سال  هزار و سیصد و سی و دو  مدرک لیسانس خویش را گرفت. و بعدها در سال ۱۳۳۹ با مدرک دکتری تحصیل خود را به اتمام رسانید. از این پس به عنوان مدرس ادبیات در دانشکده ادبیات شروع به کار کرد. وی در همین میان با دکتر زرین کوب آشنا گردید و ازدواج کرد.

وی مقاله های زیادی چون یغما، سخن،مروارید و مهرگان داشته که به چاپ رسانده است. خانم دکتر قمر آریان در بیست و سومین روز از فروردین ماه در سال ۱۳۹۱ در شهر تهران دار فانی را وداع گفت. و در بهشت زهرا در تهران به خاک رفت.

آثار دکتر آریان علم ستاره شناسی

چهره مسیح در ادبیات فارسی

کمال الدین بهزاد

ترجمه جهان اسلام

ترجمه شرق نزدیک در تاریخ

آیت الله بختیاری

آیت الله سید محمدرضا بختیاری در سال ۱۳۰۴ ق در توابع چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد. و پس از چندی برای ادامه تحصیل خویش نزد شیخ اقا نجفی رفت، وی سپس به کربلا رفت و محضر عالمان زیادی بهره مند گردید.

آیت الله بختیاری پس از پایان جنگ به کشورش بازگشت و در شهر مشهد ساکن شد.

سرانجام در روز ۱۱ اردیبهشت ماه در سال ۱۳۳۹ دیده از جهان هستی فرو بست.

نگارنده

عبدالعلی نگارنده از شاعران در سال هزار و دویست و هفتاد و هشت در شهر اصفهان  به دنیا آمد. ابتدا نزد اساتید مجرب شروع به تحصیل کرد،سپس به بین النهرین عزیمت کرد و اصول و ادبیات عرب را نزد علما آموخت. بعد از آن به ایران برگشت و در ارتش استخدام شد و شروع به کار کرد، وی در نهایت در سال هزار و سیصد و سی و شش بازنشسته گردید.

نگارنده سال های زیادی را در شهر مشهد ساکن بود،در نهایت در سال ۱۳۲۶ انجمن ادبی با نام فردوسی را که  تعداد بسیار زیادی از شاعران در آن عضو بودند را تاسیس کرد. او در نهایت در سال هزار و سیصد و چهل و شش ه.ش. مرحوم شد  و در شهر ری به خاک رفت .

آثار نگارنده

الفبای شعر

شرار اندیشه

بی بی منجمه

وی از ستاره شناسان به نام در قرن ۷ است که دختر کمال الدین سمنانی است و از طرف مادر خویش به عالم بزرگ در خراسان امام محمد بن یحیی منسوب می گردد، تاریخ تولد وی دقیق  معلوم نمی باشد اما احتمالا در پایان قرن شش به دنیا آمده است. پدر او نیز در ستاره شناسی ماهر بوده است، وی در مراتب دانشمندان زمان خود قرار داشت. مهارت و تبحر او انقدر زیاد بود که به دربار خوارزمشاهیان راه پیدا کرد،و سپس به بی بی منجمه مشهور شد. او در رزم اوری هم ماهر بود و با مغولان زیادی جنگیده است.

مجد الدین محمد همسر بی بی منجمه بود که به همراه و در کنار بی بی در دربار خوارزمشاهیان مشغول بود.

سرانجام با مرگ سلطان آن دو که پشتیبان خود را از دست دادند به شام فرار کردند و به دربار ملک اشرف ایوبی  وارد شدند. و سپس در سال ششصد و هفتاد و نه هجری قمری  بی بی منجمه درگذشت.

محمد ابراهیم شریف زاده باخرزی

استاد باخرزی از جمله استادان پیش رو در موسیقی مقامی در خراسان بوده که در سال ۱۳۱۵ در شهر باخرز که در جنوب شرق خراسان  قرار دارد به دنیا آمده است . وی خوانندگی را از دوران نوجوانی آغاز کرده بود و با استاد سمندری همکار بود که این همکاری ان دو حدود ۶۰ سال به طول انجامید،که در طی این سال ها البوم های نغمه ریز و خون پاش ساخته شد.

استاد باخرزی آثاری همچون دلبر، رعنا، بهاره و سرو خرامان را خلق کرده است.

تفاوت خوانش استاد با دیگر سایر استادان در حوزه موسیقی محلی در این است که استاد باخرزی افزون بر اجرای غم انگیز موسیقی این سرزمین ، آوازهایی را نیز به صورت حماسه گونه  اجرا کرده است. که محققان معتقدند در تاریخ کسی به این گونه نخوانده است.

سرانجام استاد باخرزی در بیست و دومین روز از ابان ماه در سال هزار و سیصد و نود و پنج دار فانی را وداع گفت. وی در کنار استاد سمندری در قبرستان شهر باخرز مدفون گردید.